واژه های ترکی در فارسی!
اتاق : همان وثاق عربی است
اخته : از ویزوختَکِ پهلوی برگرفته شده، ویزوختَک٬ بیبیضه
خان و خانم : از سغدی هستند چنانکه مرد و مردم همین الگوی ساخت را دارد
قیچی{ کازرد فارسی- کاز - لا - دوکارد} همان خاییچ مغولی است نه ترکی که اگر بنابر ادعای برخی ترکی بود «قایچی» معنایش میشد : «برگردگر»!!
خاتون : از خاتان مغولی است نه ترکی
بنچاق : بُنچاک (چَک به معنی قباله است و بُنچاق نیز در اصل بُنچاک بوده، عبدالعظیم گرکانی، تاریخ بَرامکه)
قاب = کابای سکایی ==> قابلمه و پشقاب هیچکدام ترکی نیستند
قاطر = کرتر سغدی
قوطی = از کیوت پهلوی
باروت = تلفظ نادرست poudre فرانسوی است همچنانکه در انگلیسی هم gunpowder میگویند
اتو = etuvee روسی است که گویا بمعنی آهن باشد که البته ربطی به «بشین» ترکی ندارد
قوچ : همان غوچ پارسی است :گوسفند نر
پاتوق را که گفتهاند پا + توق است که در هیچ واژهی مستند ترکی دیده نمیشوند
از آنجایی که کمتر ایرانیای