• هماهنگی اصوات یکی از زیباترین خصوصیات زبان ترکی است
که باعث راحتی تلفظ و خوش آهنگی آن می شود.
در زبان ترکی صداهای خشن (O,U,A,I) و صداهای نازک
(Ö,Ü,E,Ə,İ) نمی توانند در ریشه یک کلمه با هم مخلوط شوند
و با همان ترتیب فوق در کلمه می آیند. مانندGözəllik و Ayrılıq
. کلمات خارجی نیز حتی المقدور تحت تاثیر این قانون جالب قرار می گیرند
. مانند کلمه عربی حسين(Hoseyn) که در ترکی Hüseyn
و كلمه عربي عباس (Əbbas) كه در تركي (Abbas) گفته می شود.
ترکها هنگام فارسی صحبت کردن نیزناخودآگاه از
این قانون طبیعی زبان خود پیروی می کنند
خاصیت هماهنگی اصوات که جز محدودیت چه در تلفظ
و چه در واژه سازی چیزی به ارمغان نمی آورد را
به عنوان امتیاز!! ذکر می کند. وبرای مثال هم برای اینکه
انبوه واژه های دخیل را لاپوشانی کند از اسامی خاص استفاده می کند!
مشکل زایی این خصوصیت باعث می شود ترکها خیلی از واژه ها
نتوانند درست تلفظ کنند که مثلا: ارکستر را" ار کس تر" بگویند!
--------------------------------------------------------------------
• پسوندهای ترکی بسیار غنی و متنوع است وامکان لغت سازی
و غنای لغوی این زبان را بالا می برد. پسوندهایی نظیر چی، لی ، سیز، لیق ،….
در حالی که ترکی کمتر از40پسوند دارد که نیمی از آنها
تنها برای لازم و متعدی کردن فعل است این شخص ادعا می کند
که از لحاظ پسوند غنی!و متنوع!! است.
و 4 پسوند را به عنوان مثال می آورد!
------------------------------------------------------------------------
• در زبان ترکی کلماتی با اختلاف جزئی در معانی موجود است
که در فارسی نیست، مثلا برای انواع دردها کلمات آغری، آجی،
سیزی، یانقی، زوققو، سانجی، گؤینمک، گیزیلدمک و اینجیمک
به کار می رود که هر کدام درد به خصوصی را بیان می کنند.
این مسئله ی طبیعی که در هر زبان و گویشی واژه های لازم
آن فرهنگ ایجاد شده را به عنوان یک امتیاز برشمرده
در حالیکه وجود3هزار واژه برای شتر در زبان عربی و
وجود6واژه برای برف در اسکیمویی نمی تواند برتری ای را
در این زبان ها نشان دهد و تاکید دارند که آن را با فارسی
محک بزنند که این خود نشان از احساس حقارت در مقابل
فارسی دارد. به عنوان مثال واژه هایی مثل" فرهنگ- هوش-نماز"
در ترکی معادل ندارند ودر همین حال به انواع درد
در فرهنگ ترکی افتخار می گردد!
---------------------------------------------------------------------
• کلمات ترکی بر خلاف فارسی انعطاف زیادی برای اصطلاح سازی
دارند بعنوان مثال از کلمه دیل به معنی زبان در ترکی 36 اصطلاح
و تعبیر موجود است: دیل آچماق، دیل-آغیز ائتمک، دیلی توتولماق و…
این شخص حتی نمی داند که انعطاف چیست تا به آن افتخار کند!
وجود ترکیب های متعدد را نشانه ی انعطاف می داند و نمی داند که
تنها در دانشنامه ی دهخداششصد هزار ترکیب گردآوری شده
که در تمام کتب ترکی یک دهم آن هم نمی توان یافت.
وی حتی نرفته همین ترکیب های"زبان"را در دانشنامه ی دهخدا ببیند
تا بفهمد ترکیب های واژه زبان در فارسی خود چندبرابر ترکی است:
1-زبانباز-2- چرب زبان-3- زبان دراز-4- بدزبان-5- زبانزد-
6- زبانشناس-7-زبان بی سر-8-زبان بودن-9- زبان به کام کشیدن
10- زبان نفهم-11- شیرین زبان-12- بی زبان-13- سرزبان-
14-زبان دان-15-زبان به زبان مالیدن-16-زبان بگشادن
17-همزبان-18- زبان ور-19- خوشزبان- 20-گل گاو زبان-
21- زبان بسته-22-زبان بقفا-23- زبان بستن-24-زبان بستدن
25-زبان افکندن-26-زبان اندرحکم نبودن-27- زبان درکشیدن-
28-زبان بازکردن-29- زبان برخود بستن-30-زبان برزبان داشتن-
31- زبان برآوردن-32- زبان برافراشتن-33- زبان پر بودن-
34-زبان پرزجنگ شدن- 35-زبان بریدن-36-زبان برنگردیدن
37-زبان برگشودن-38- زبان برزدن-39- یکزبان-40- ولزبان
41- نیمزبان-42- نرم زبان-43- چیره زبان-44-مرغ زبان-
45- گنجشک زبان-46- شیرین زبان-47- زخم زبان
48- سیاه زبان-49- شکسته زبان-50- شوخ زبان
51- شیوه زبان- 52- کوتاه زبان-53- گران زبان-
54- گنده زبان-55-اهل زبان-56-آتش زبان-57-برزبان آوردن
58- اره زبان-59-زبان آتشین-60- زبان آموزی-
61-زاغ زبان-62- خیره زبان-63- روغن زبان-
64-تلخ زبان-65-بلبل زبان-66- تشنه زبان-67-برزبان دویدن
68- برزبان گرفتن-69-برزبان داشتن-70-باربستن زبان
71- برزبان رفتن-72-برزبان نهادن-73-زبان تران
74-زبان تیز-75- زبان رانی-76- زبان زده-77- زبان سوز
78- زبان فریب-89- زبان گرفته-90- زبان فروش
91- زبان گویا-92- زبان گز-93- زبان گیر-94- زبان هرزه
95- زبان لابه کردن-96-زبان تاک-97- زبان ترازو-
98-زبان جنباندن-99- زبان تاک-100- زبان دل-
101- زبان روزه- 102- زبان سپر-103- زبان سرخ
104-زبان کوته کردن-105- زبان قفل- 106-زبان سنگین
107- زبان سپید کردن-108-زبان بند-109-زبان یافتن
110- زبان لغزیدن-111- زبان کوفتن-112-زبان لگام
اینها تنها گزیده ای از این ترکیب ها و تنها از دهخدابود
نه از معین و نه از کتاب کوچه و نه از جمالزاده و ...
----------------------------------------------------------------------
• علاوه بر غنای لغوی، تحرک و قابلیت لغت سازی،
بیان مفاهیم جدید و غنای مفاهیم مجرد و همچنین تنوع بیان
و قدرت بیان تفرعات و تفاوتهای جزئی کلام از دیگر عوامل
غنای زبان ترکی است .
بدون اثبات،این فرد هر صفت خوبی به ذهنش رسیده را
ردیف کرده است در حالی که واژه های ترکی تشکیل شده اند
از ریشه های تک هجایی + پسوند که گفته شد
پسوند ها به 40 عدد هم نمی رسند و ریشه ها هم
با توجه به الفبای ترکی منطقا نمی توانند از تعداد
چندصدتایی بیشتر باشند.
---------------------------------------------------------------
به همین دلیل و به اعتراف زبانشناسان ، نثر زبان ترکی
برای بیان اندیشه و مفاهیم و موضوعات مختلف علمی و
فلسفی و اجتماعی رساتر و مناسبتر از بسیاری زبانهای
دیگر است. مفاهیم و اندیشه هایی را که در ترکی می توان
با یک جمله بیان کرد، جملات و شرح مفصلی را در زبانهای
دیگر ایجاب می کند.
این زبانشناسان معلوم نیست کجا هستند و کجا نوشتند
که فقط در دسترس متعصبین ترکند!
این توانایی کذایی چرا تابحال نتوانسته است
انحصار علم و فلسفه را بدست گیرد؟؟
------------------------------------------------------------------
• افعال ترکی از نظر وجوه و زمانهای متعدد بسیار غنی است،
ترکیب این وجوه و زمانها منجر به 50 شکل مختلف برای بیان
حالات مختلف می گردد. مثلا در فارسی به جای هر دو حالت گلیردیم
و گلردیم فعل می آمدم به کار می رود یا برای حالتهایی چون گله جکدیم
(=قرار بود بیایم) وگلسئیدیم(=اگر می آمدم) در فارسی افعال واحد و مستقلی وجود ندارد.
اینکه هر کسی ادعا کند که زبان من هزار وجه
و زمان دارد چه کاری دارد؟
تنها اثبات کردن آن است که با مثالی می توان از آن گذشت!
در فارسی وجه "داشتم می آمدم"یا " همی آمدم"
وجود دارند که در ترکی معادلی ندارد
یا "گلسئیدیم" خود بخاطر جبران کمبود "اگر"
در ترکی بوجود آمده است
در مورد "گله جک دیم" اگر دقت کنیم خود تشکیل شده
از 5 جزء درحالیکه اگر بخواهیم در فارسی
"قرار بود بیایم" را هم بگذاریم باز 4 جزء بیشتر
نمی شود. و این خصوصیت زبان ها هندو اروپایی
است و نمی توان خصوصیت را عیب پنداشت.
چرا که زمانی عیب بوجود می آید که نتوان مفهوم
را رساند در حالی که با همین 3 کلمه براحتی
می توان انتقال مفاهیم کرد.
-------------------------------------------------------------------
• افعال ترکی همه با قاعده اند، جزء فعل ناقص ایمک به معنی بودن.
بی قاعدگی های افعال همگی از بن های افعال شروع می شود
در حالی که ترکی اصولا از آن زبان هایی است که
به مرحله ی تصریفی بودن نرسیده است و در حالت
التصاقی(پسوندی)باقی مانده.به عبارت دیگر بن ماضی
و مضارع در ترکی اصلا جدا نشده که بخواهد باقاعده
یا بی قاعده باشد.
مثل این است که بگویند فلان کودک دائم الخمر نیست!!
اصلا این کودک به حدی نرسیده که رفتارش منحرف بشود یا نشود.
---------------------------------------------------------------
• افعال متعدی در ترکی به سادگی با اضافه کردن
پسوند به افعال لازم ساخته می شود: اوخشاماق
=شبیه بودن ← اوخشاتماق= شبیه کردن. افعال
متعدی درجه دو و درجه سه نیز در ترکی قابل ساخت
است: وورماق=زدن(متعدی)← ووردورماق= بوسیله
کسی زدن( متعدی درجه دو)← ووردوتدورماق=وسیله
زدن کسی را فراهم کردن (متعدی درجه سه(.
1-دو واژه ی متضاد که تنها با یک هجای خفیف
مثل"ت"از هم جدا شوند خود در فهم کلام اشکال
ایجاد میکنند و این هیچ امتیازی در خود ندارد
2- چه نیازی هست که کسی یک کلمه ی طولانی
را پشت سرهم تلفظ کند تا متعدی درجه 3 برساند؟
--------------------------------------------------------------
• ترکیب پسوندها و حالات افعال در ترکی به خلق کلماتی
منجر می شود که بیان آنها در زبان فارسی با یک یا چند
جمله مقدور است. مثال: سئویشدیرمه لییک
(یک فعل در ترکی)= آنها را باید وادار کنیم که
همدیگر را دوست داشته باشند(دو جمله در فارسی.(
اولا که در هر زبانی واژه هایی است که در زبان دیگر
باید آن را توضیح داد مثلا فرهنگ فارسی را در ترکی
باید 2جمله که هیچ باید یک صفحه توضیح داد
ثانیا چسباندن 6 وند در ترکی برای رساندن یک مفهوم
که هیچ نیازی (در فارسی)به آن نبوده هیچگاه برای
سخنوران شیرین نیست چرا که افراد سعی در ساده گویی
و ساده شنوی دارند که حتی افعال ساده را به صورت
ترکیبی بگویند تا ساده تر باشد نه کوتاه تر
مثلا: گشودن را بگویند "باز کردن" یا
برانگیختن را بگویند "تحریک کردن" و..