زبانی که ساختار مستقل نداشته باشد و از ترکیب دیگر زبان ها ساخته شده باشد

 کریول است نه زبان:

 

اق(اخ) تنها پسوند اسم ساز ترکی="اک"پهلوی

(نگاه کنید به واژه های خوراک- پوشاک)

یق(یخ) تنها پسوند صفت ساز ترکی="یک"پهلوی

(نگاه کنید به واژه های تاریک- نزدیک)

ما(مه) تنها پسوند اسم مصدرساز ترکی="مان"پهلوی

(نگاه کنید به واژه های زایمان- سازمان)

یش(وش) تنها پسوند اسم فعل ساز ترکی="ئش"فارسی

(نگاه کنید به واژه های گردش- نرمش)

ان(  َن) تنها پسوند اسم فاعل ساز ترکی= "آن"فارسی

(نگاه کنید به واژه های باران- خواهان)

ین( ون)تنها پسوند اسم مفعول ساز ترکی="ین"فارسی

(نگاه کنید به واژه های زرین- غمین)

یم(وم) تنها شناسه برای ضمیر ملکی و شناسه فعل متکلم="ام"فارسی

(نگاه کنید به دستم- رفتم)

---------------------------------

ریشه ی تنهای فعل(بن) در ترکی=فعل امر

در فارسی نگاه کنید به اشعار : خور(بخور)- شو(بشو)- کن(بکن)

----------------------------------

درفارسی 6 صیغه برای صرف فعل داریم:

 در ترکی هم دقیقا همان6 صیغه!

در حالی که

 در عربی14 صیغه

در انگلیسی تو-شما یکسانند/ او مونث و مذکر دارد

--------------

اؤز(خود)= از(در پهلوی یعنی من)

اود(آتش)= آت (در اوستایی یعنی آتش)

کد-کند(روستا)=کد(از پهلوی نگاه کنید به واژه های کدخدا- کدبانو-کدیور)

وار(هست) که به معنای داشتن بکار میرود="وَر" فارسی

(نگاه کنید به واژه های  پیشه ور- دانشور)

---------------------------------

من= من(من در تمام زبانهای هندواروپایی بکار میرود)

ا ُ= او(حتی گاهی اون هم تلفظ می شود!!)

دَء=دیه(در قزوین)= دیگه(در تهران)

کیم= کی (مثلا در واژه ی پرسشی کیست: کی+ است)

پانبوق(ترکی)= پنبه

هه-هیه- هن= هان( حرف تائید فارسی)

زامان= زمان

جاوان= جوان

آدام= آدم

شالوار= شلوار

جؤت:جفت

لؤت: لخت

باغیش:بخشش

باغ= باغ

بستان= بوستان

کوت= کند

چینه= شانه(دوش)

---------------------------------

توپراق(ترکی)= تراب(عربی)= خاک

پیس(ترکی)= بئس(عربی)= بد

آرواد(ترکی)= عورت(عربی) پزشک جوادهئیت پانترکیست

 به آن اعتراف کرده

ساعات(ترکی)= ساعت

کیفون(ترکی)= کیف(چگونه عربی)+ون(شناسه ی مخاطب ترکی)

حیوان(درترکی)= حیوان (عربی)

 

 

هر زبان به ساختار مستقلش که برای خود تعریف کرده زبان است 

وچون برای "کریول" برابریابی نشده،کاربرد گویش بهتر است